اگر تنهاترین تنها شوم باز خدا هست...
و
و اما شریعتی از دیدگاه احسان ( پسر دکتر ) :... و اما حدیث ما و شریعتی مثال فیل در داستان مولوی است .
هر کس برداشتی و هر کس فهمی .
ما مجبوریم برای شناخت شریعتی به سراغ خود او برویم.
اندیشه ی شریعتی اندیشه ی زندگی است ، با چندین بعد .
شریعتی در جستجوی انسان کامل است ، این است که نمی توان پیرو شریعتی بود و بر ظلم به نام دین چشم بر بست . که نمی توان پیرو شریعتی بود و بر فقر به نام آزادیخواهی چشم بر بست . که نمی توان پیرو شریعتی بود و بر عقب ماندگی و جهل به نام هویت ملی چشم بر بست . که نمی توان پیرو شریعتی بود و بر بی معنایی و تقلید به نام جهان مدرن چشم بر بست.
شریعتی ما را آزاد ، آگاه ، عدالت طلب و اصیل می خواهد و این دعوتی است آرمانی ، و به همین دلیل به کار روزگار ما می آید . به کار این روزگاری که ، الگو ها همه مندرس شده ، همه بت ها شکسته و همه بهشت ها جهنم ، همه آرزو ها یاس و نسلی ساخته در به در، نسلی که قرار بود مکتبی باشد ، دین دار ، انقلابی ، نه شرقی نه غربی و امروز در جستجوی فرار است . هر جا که اینجا نیست.
و اما این نسل در به در چرا به سراغ شریعتی می رود ؟ پاسخ ما را خود او داده است:
من همه امیدم برای آینده این ملت به همین هاست ، همین بی قالب های آزاد آگاه و تشنه .
شریعتی به ما اعتماد کرد و اعتماد ما را نیز به دست آورد .
ما هم نسلی هستیم که با سماجت در دوست داشتن او نگذاشت که اندیشه هایش به مرده ریگ بدل شود.
و این نسل بود که سیاست مداران را که متکی بر آمار و آرا موضع می گیرند مجبور ساخت که بعد از دو دهه سکوت دوباره به یاد شریعتی بیافتند .
می بینیم که شریعتی سه نسل است که دست از سر ما بر نمی دارد.
شریعتی وکیل مدافع نمی خواهد خودش ابزار دفاع از خویش و ابزار نقد خود را داراست و جذابیت او از همین جاست.
بله شریعتی اندیشمندی است انقلابی ...
این است که ما بیشتر از همیشه به او در این زمان نیاز مندیم . چرا که نمی توان دستها را بست ، امید ها را گرفت ، اندیشه ها را کور کرد و گفت که بساز.
اما شاید ، شاید در پرتو این دعوت بتوان از این نسل در به در خواست که نرو ، بمان ، بساز و تغییر ده...
+
نوشته شده توسط دوستداران د کــتر در دوشنبه 1385/03/29 و ساعت 4:40 |
استفاده از این مطلب ، با ذکر آدرس وبلاگ بلامانع است .
